روایت‌های کهن

عشق این بود باقی هذیان گزیده‌ای از کتاب سوانح غزالی در باب عشق

کلمه‌ی غایی ادبیات هزاروصدساله‌ی فارسی عشق است. هر سخنوری با زبان و بیانی خلاق یا تقلیدی عشق را موضوع آفرینش ادبی خود قرار داده است. دوستی از احمد غزالی تقاضا می‌کند رساله‌ای در باب عشق بنویسید: عشق انسان به انسان. سوانح محصول برآوردنِ این خواهش است. سوانح یعنی تاملات: متنی در کاویدن چیستی عشق. این که عشق با انسان چه می‌کند. متن زیر برگرفته از همین اثر است. ... ادامه نوشته

جعفر و عباسه عشق پنهانی وزیر ایرانی به خواهر خلیفه

کامگیری جعفر از عباسه مصداق گاز زدن میوه‌ی ممنوعه است. زیبایی، سخنوری، کاردانی و هوش بی‌مانند جعفر برمکی و قساوت بی‌دلیل و بی‌پایان هارون با او و خاندانش مخرج مشترک نوشته‌های مورخان است. طبق روایتی، با خواست خلیفه، جعفر و عباسه نامزد می‌شوند. خطبه را هم خود خلیفه می‌خواند اما با شرط و شروطی: میوه‌ی ممنوعه دیدنی است نه بوییدنی. و این‌طور جعفر ناخواسته در مسیر عشقی خانمان‌برانداز می‌افتد. جالب اینکه از نوشته‌های مورخان می‌شود این‌طور برداشت کرد که هارون بیشتر از آنکه به خواهرش غیرت داشته باشد، به جعفر دارد. گویی نمی‌تواند جعفر را با دیگری ببیند. او خود دلبسته‌ی دیوانه‌ی جعفر است. ... ادامه نوشته

گوی را برگردان بخشی از پندنامه‌ی عنصرالمعالی به فرزندش گیلان‌شاه در آداب چوگان‌بازی

جوان در بازی ورزشی فقط به برد فکر می‌کند. از جان و دل مایه می‌گذارد تا پیروز میدان شود. ترس راهی به دل او ندارد. جوان نگران دست‌وپا شکستگی نیست. بازی برای او حکم «مرگ و زندگی» را دارد. اما برای آدم سن‌وسال‌دار ورزش چیزی جز سرگرمی نیست، یکی مثل باقی سرگرمی‌ها. عنصرالمعالی در این نوشته مانند همه‌ی بخش‌های پندنامه‌ی مفصلش از پسرش می‌خواهد همیشه آرام بماند، بازی را زیادی جدی نگیرد و جوگیر نشود، سلامتش را به خطر نیندازد و یادش نرود که این فقط بازی است. ... ادامه نوشته

بر اسب مادیان لیلی نام روایتی از چوگان بازی شاه‌عباسی

کار عادی را وقتی پادشاهی مثل شاه عباس کبیر انجام دهد رنگ دیگری به خود می‌گیرد. ملازمان شاه در یکی از شکارگاه‌ها ترتیب چوگان‌بازی پادشاه را فراهم می‌کنند اما حاکمی که چنان قلمرویی زیر نگینش دارد چوگان هم به سبک خودش می‌بازد. متن زیر روایت کوتاهی است از این بازی همراه با توصیف جشن و شکارگاه و عمارت سلطانی آن به قلم تاریخ‌نگار دربار عباسی که شاهد و کاتب زنده‌ی وقایع بوده است. ... ادامه نوشته