loading

روایت‌های کهن

هورا گزارشی درباره‌ی خوراک‌های خیاو

احتمالا در همه‌جای دنیا خوراک مردم هر ناحیه از مواد اولیه‌ای تامین می‌شود که در همان‌جا پیدا می‌شود. امروزه روز البته ماجرا فرق کرده اما هنوز هم در شهرها و روستاهای کوچک و دور از مرکز خوراک متاثر از جغرافیای منطقه است. پنجاه‌وپنج سال پیش غلامحسین ساعدی برای نوشتن گزارشی از مردم خیاو به آنجا می‌رود که حاصلش می‌شود تک‌نگاری مفصل او به اسم خیاو. طبق نوشته‌ی ساعدی خیاو در آن سال‌ها حدود هشت‌هزار نفر جمعیت دارد. ساعدی در بخشی از این نوشته غذاهای محلی ساکنان آن روزگار خیاو را معرفی می‌کند که تقریبا همه با گیاهان و مواد اولیه‌ی موجود در همان منطقه طبخ می‌شود. بخشی از این گزارش را می‌خوانیم. ... ادامه نوشته

تا یک قدمی مرگ گرسنگی طولانی حاج سیاح محلاتی

حاج سیاح در میانه‌ی روزگار قاجار با پای پیاده و جیب خالی به قصد دیدار جهان و دانش‌اندوزی و زبان‌آموزی عزم سفر ‌کرد و تا حدود بیست سال بعد به کشورش بازنگشت. حاج سیاح در این بیست ‌سال همه‌ی دنیای ممکن آن روزگار را به هر لطایف‌الحیلی است ‌گردید و زبان‌ها آموخت و تجربه‌ها اندوخت. متن زیر که بخش کوتاهی از سفرنامه‌ی دور دنیای او است، شرحی از چند روز گرسنگی کشیدن از بی‌پولی و عزت نفس توامان است که اجازه نمی‌دهد از کسی لقمه‌نانی برای سد جوع تقاضا کند. توصیفی مهیب و تجربه‌ای هولناک از گرسنگی بی‌امان که او را رو به قبله می‌کند اما غافل از آنکه تقدیر به فکر ادامه‌ی حیات او است و او را از این گرسنگی با غذای سنتی ایرانی از دست یک همشهری همدانی رهایی می‌بخشد. ... ادامه نوشته

جیک و پوک درباره‌ی قاب‌بازی و طایفه‌ی قاب‌باز

قاب‌بازی از بازی‌های رو به فراموشی است. گویا همیشه بازی طبقه‌ی فرودست جامعه و آنهایی بوده که در کوچه ‌و خیابان ول می‌گشته‌اند و با این قبیل بازی‌ها و قمارها سر خودشان را گرم می‌کرده‌اند و اندک پولی به جیب می‌زده‌اند تا گذران معاش کنند. هرچه هست، وسیله‌ی بازی چیزی جز چند تکه بجول یا همان استخوان مچ پای گوسفند نیست. نویسنده در متن زیر که گزیده‌ای از قمارنامه است چند نمونه قاب‌بازی را به اختصار شرح داده و خاطره‌ی یکی از بازی‌هایی را هم که دیده نقل کرده است. ... ادامه نوشته

چراغ‌ها را شاه خاموش می‌کند خاطره‌ی دختر ناصرالدین‌شاه از بازی من‌درآوردی پدرش برای زنان حرمسرا

بازی‌های مفرح من‌درآوردی و ابتکاری در میان جمع دوستان و خانواده متداول است. بازی‌های معمولا ساده‌ای که حداقل خاصیت‌شان این است که وقت جمع را خوش کنند و نگذارند حوصله‌ی جمع سر برود. برای امروزی‌ها پانتومیم و مافیا همین نقش را دارند. ناصرالدین‌شاه هم در دوره‌ای بازی ساده‌ای ابداع می‌کند تا اهل اندرون را سرگرم کند اما واقعه‌ی ناگواری رخ می‌دهد و شاه تصمیم می‌گیرد بساط این بازی را جمع کند. آنچه می‌خوانید گزارش دختر او تاج‌السلطنه است از این بازی و ماجراهایش. ... ادامه نوشته