روایت‌های کهن

نفوس مقیم تهران سرشماری جمعیت ایران در تابستان 1231 هجری شمسی

حتی امروز با این‌همه‌ امکانات، تهیه‌ی آمار کاملا دقیق از مردم یک شهر کار بی‌نهایت سختی است. آماری که فقط محدود به شماره‌ی آدم‌های موجود در شهر نباشد بلکه داده‌های دیگر را هم پوشش بدهد. صدوهفتاد سال پیش، به دستور ناصرالدین شاه، میرزا عبدالغفار نجم‌الدوله مامور تهیه‌ی چنین آماری از دارالخلافه‌ی طهران می‌شود. او با دقیق‌ترین و تجربی‌ترین روش‌های آماری در طول دو ماه کار را به سرانجام می‌رساند و به گفته‌ی خودش با توجه به امکانات موجود اعداد و ارقامی به دست می‌دهد که دقیق‌ترین اعداد و ارقام ممکن است. آنچه در ادامه می‌خوانید بخش نخست گزارش این سرشماری است از زبان خود عبدالغفار. بخش دوم گزارش آمار تفکیکی محله‌ها است. با توجه به اوضاع و احوال تهران ناصری، رسیدن به این اطلاعات و بیرون کشیدن حرف راست از زبان مردمی که به دولتیان و آمارگیران مشکوک‌اند نیازمند دقت و پشتکار و حوصله‌ای خارج از حد تصور بوده است. ... ادامه نوشته

در میانه‌ی دو اختناق حال و هوای تهران در سال‌های دهه‌ی بیست بر اساس گزارش‌های شهربانی

سال‌‌های پس از سقوط رضاشاه تا ملی شدن صنعت نفت پرماجرا و پرآشوب است. نشریات و احزاب و افراد فراوانی در اینجا و آنجای کشور به ویژه در تهران نظریات‌شان را آزادانه بیان می‌کنند و تنور یارگیری‌های سیاسی و اجتماعی حسابی داغ است. بحث‌های سیاسی در کافه‌ها و دفاتر احزاب و باشگاه‌‌ها و کوچه و خیابان‌ها و میادین شهر شب و روز در جریان است. هر روز جایی میتینگ است و جایی رژه و جایی تظاهرات و قدر‌ت‌نمایی خیابانی. روس‌ها و انگلیس‌ها عملا همه‌کاره‌ی کشورند و شاهِ تازه ‌بر ‌تخت‌نشسته هنوز جوان و بی‌تجربه است. در این میان، ماموران شهربانی به صورت ناشناس لابلای جمعیت در همه‌جا از مسجد تا کافه حضور دارند و گزارش دیده و شنیده‌ها و شایعات را برای مافوق‌ها مخابره می‌کنند. متنی که در ادامه می‌خوانید تعدادی از گزارش‌های به‌جامانده از ماموران شهربانی است از جای‌جای تهران در دهه‌ی پرهیاهوی بیست، دهه‌ای رهاشده از اختناق دوره‌ی رضاشاهی و آماده برای ورود به دهه‌ای دیگر که با شکست جریان ملی شدن نفت و سقوط دولت مصدق به اختناقی دیگر می‌انجامد. ‌ ... ادامه نوشته

ایرانی لندن را در نظر دارد نامه‌ی رئیس انگلیسی بانک شاهی ایران به معشوقش از بیرجند به لندن

در آستانه‌ی جنگ جهانی اول، ایران هنوز قدم در راه صنعتی شدن نگذاشته و فاصله‌ای چندصدساله با دنیای صنعتی‌شده‌ی غرب دارد. تفاوت ما با مردمان اروپا و آمریکا و ژاپن و امثال اینها در چیست؟ ایرانی کیست و چیست و چه نسبتی با دنیا دارد؟ چرا کشور ایران صنعتی نشده است و مردم هنوز در حال و هوایی قرون وسطایی به سر می‌برند؟ در این دوره، اف هیل رئیس شعبه‌ی بیرجند بانک شاهی ایران است. او در نامه‌هایی که از بیرجند برای معشوقش در لندن می‌نویسد از همه چیز سخن می‌گوید. در یکی از نامه‌ها که در ادامه می‌خوانیم، هیل برای معشوقش ایران و وضع فرهنگ و تمدن آن را با دنیای غرب مقایسه می‌کند، به نوعی به پرسش‌های بالا پاسخ می‌دهد، و نتیجه‌ای غیرمنتظره‌ می‌گیرد. ... ادامه نوشته

دوربین ملیجک برش‌هایی از روزنامه‌ی خاطرات عزیزالسلطان درباره‌ی عکاسی

عزیزدردانه‌ی شاه شهید، به لطف امکانات بی‌پایانی که در اختیار دارد، از هر انگشتش هنری می‌ریزد. از تیراندازی و پیانونوازی تا نویسندگی و عکاسی. بعد از مرگ ناصرالدین‌شاه، ملیجک بیشتر اوقاتش را به عکاسی می‌گذراند. جایی را آماده می‌کند برای عکاسخانه‌اش و اسباب لازم را جور می‌کند و می‌شود عکاس. هر روز چند ساعتی مشغول است. جدیدترین دوربین‌ها را تهیه می‌کند و از صغیر و کبیر عکس می‌اندازد و خبره‌ی این فن می‌شود. تعدادی از عکس‌هایی که امروزه از اواخر دوره‌ی قاجار در دست است محصول هنر عکاسی و چاپ و ظهور ملیجک است. در ادامه بخشی از خاطرات او را می‌خوانیم که مربوط به عکاسی‌هایش از فروردین تا مهر ماه1281 است. ... ادامه نوشته