روایت‌های زندگی

باغ دلگشای پدرم

خیابان‌ها ساخته می‌شوند اما آن‌جور که ساخته شدند نمی‌مانند. در یک شهر زنده همه چیز عوض می‌شود، محله‌ای اعیان‌نشین بدل می‌شود به جایی از رونق افتاده یا برعکس. در شهری که حیات دارد همه چیز ممکن است و هرچه شهر قدمت بیشتری داشته باشد این عوض و بدل شدن‌ها بیشتر اتفاق می‌افتد. باغ سپهسالار نمونه‌ی یکی از این خیابان‌ها است که در طول حیاتش مرتب نقش عوض کرده، در این زندگی‌نگاره نازنین جودت از این نقش‌ها و تغییراتش در طول زمان نوشته. ... ادامه نوشته

باخانمان

بعضی روزها می‌روم باشگاه انقلاب و می‌دوم. هفته‌ی قبل رفتم ولی اول جاده دیدم حال دویدن ندارم. نیمکت دنجی پیدا کردم و نشستم و به دختران و پسران و زنان و مردانی که عرق‌ریزان و نفس‌زنان می‌دویدند و از ... ادامه نوشته

مرض شهری

بعضی تهران را دوست ندارند اما دل هم نمی‌توانند از آن بکنند. آنها برخلاف بعضی که زیبا نمی‌بینندش اما زشتی‌هاش را به رویش نمی‌آورند. با تهران رابطه‌شان عشق و نفرت است.‌ خیلی‌ها این حال را دارند که فکر می‌کنند تهران آن جای ایدئال برای زندگی کردن نیست، آن آرمانشهری که می‌خواهند نیست اما پای رفتن هم ندارند. می‌سوزند و می‌سازند و گاهی نفرینش می‌کنند. در این زندگی‌نگاره پوریا عالمی از تهرانی که دوستش ندارد نوشته. ... ادامه نوشته