روایت‌های زندگی

رد مردد

درد مثل هر محرک دیگری در بدن آدم از کار می‌افتد. وقتی مکرر شود دیگر روی آدم اثر نمی‌کند و این درست همان کاری است که ورزش با آدم می‌کند. در ورزش درد می‌کشیم و می‌دانیم این درد واقعی نیست، خودخواسته است و التیام می‌پذیرد، چیزی نیست که بکشدمان، و گاهی چنان ولع این درد را داریم که دیگر فقط هر روز درد کشیدن زنده نگه‌مان می‌دارد. در این زندگی‌نگاره، مهدی یزدانی‌خرم از دورانی که کیوکوشین تمرین می‌کرده نوشته. ... ادامه نوشته

وارونگی

ورزش‌هایی هستند که معروفند، جذبه دارند، هیجان دارند و لازم نیست ما دنبال‌شان بگردیم، خودشان ما را پیدا می‌کنند و جذب می‌کنند. ورزش‌هایی هم هستند که ما پیدایشان می‌کنیم نه محبوب‌اند، نه طرفدار دارند، نه حتی می‌شود درباره‌اش با کسی حرف زد. ورزش‌هایی که حتی باید اسمش را چندبار تکرار کنیم تا دوستانمان بفهمند درباره‌ی چی حرف می‌زنیم. در این زندگی‌نگاره بنفشه رحمانی از «یوگای هوایی» یکی از همین ورزش‌های مهجور نوشته. ... ادامه نوشته

فیل‌ها

فوتبال و به طور کلی ورزش در بسیاری از کشورها جایگاهی فراتر از یک سرگرمی دارد؛ راهی است برای تغییر سرنوشت. در کشورهای آفریقایی گاهی ورزشکاران ستاره‌هایی هستند که روياي موفقیت و رسيدن به جایگاه‌های جهانی را برای مردم کشورشان زنده می‌کنند. دیدیه دروگبا، بازیکن مطرح تیم ‌ملی فوتبال ساحل ‌عاج، در این روایت از دوره‌ای می‌گوید که تصمیم گرفت به جای اين كه دعوت تيم ملي فرانسه را بپذيرد برای کشور زادگاهش بازی کند؛ تصمیمی سرنوشت‌ساز. ... ادامه نوشته

در دایمِند هِد

ورزش گاهی بدون اینکه بدانیم زندگی ما را می‌سازد یا تغییر می‌دهد، گاهی آن‌چنان که به یاد نمی‌آوریم قبلش چطور بوده‌ایم. ورزش کردن گاهی بیشتر از ورزش کردن است، برای‌مان سبک زندگی‌ می‌سازد. کافی است بدانیم از ارتفاع خوش‌مان می‌آید، از آب خوش‌مان می‌آید، یا از کارهای جمعی، آن‌وقت ورزش راه را نشان‌مان می‌دهد. از این مسیر به لذتی می‌رسیم که هیچ جای دیگری نمی‌یابیمش؛ نه در خانواده، نه در جامعه. ویلیام فینگن در این زندگی‌نگاره از این لذت‌جویی نوشته. ... ادامه نوشته