loading

روایت‌های زندگی

خاطرات پولکی‌ام

پول بخش عمده‌ای از انگیزه‌های ما را می‌سازد. فلان کار را می‌کنیم که آن‌قدر پول دربیاوریم، فلان جا می‌رویم شاید پولی دست‌مان را بگیرد، فلان چیز را می‌خریم که بتوانیم فلان قدر بیشتر بفروشیمش، چیزهایی نالازم جمع می‌کنیم، کارهای غلطی می‌کنیم که می‌دانیم عواقب بدی دارد. سلمان باهنر در این زندگی‌نگاره تصویرها و تصورهایی را نوشته که نسبت به پول داشته، همه‌ی آن ناآگاهی‌ها و نشناختن‌ها را. ... ادامه نوشته

من و پول

خب، آدم چقدر می‌تواند در مقابل پول مقاومت کند، به‌ ویژه اگر کودکی‌اش پر از بی‌پولی بوده باشد؟ وقتی جانت وینترسن با پیشنهاد اجاره‌‌ی خانه‌‌ی زیبا و قدیمی‌اش به یک شرکت قهوه‌سازی مواجه می‌شود، فکر می‌کند حالا که آه در بساط ندارد می‌تواند پول خوبی به جیب بزند ولی پای عمل که می‌‌رسد ارزش‌های درونی‌تر و عمیق‌ترش او را به سمت‌وسویی دیگر سوق می‌دهند. ... ادامه نوشته

مادرم و کلاهبردارش

وقتی پیر می‌شویم رابطه‌مان با پول چطور می‌شود، ما که سال‌ها کوشیده‌ایم، سال‌ها مواظب صفرهای حساب‌مان بوده‌ایم و سال‌ها برای خرید هر چیزی هزار جور حساب‌ و کتاب کرده‌ایم با پول‌هایمان در سال‌های ناخوشی و ناخوبی قرار است چه کنیم؟ پول در دوران پیری بیشتر از آنکه گره‌ای از کارهای خودمان باز کند طمع دیگران را تیز می‌کند. وارث‌ها و کلاهبردارها روی هر صفری حساب می‌کنند و در کمین نشسته‌اند. دیوید اووِن در این زندگی‌نگاره ماجرای کلاهبرداری از مادرش را نوشته، از کلمات شمرده و آرامبخش یک کلاهبردار. ... ادامه نوشته

زوال و سقوط

سفر مواجهه با اتفاق‌های تازه است و سفرنامه‌ها غالبا روایتِ هنرمندانه‌ی همین اتفاق‌ها و ماجراها. اما وقتی جهان بیرون به هر دلیل از حرکت می‌ایستد، راهی جدید در برابر روایتِ راوی گشوده می‌شود که به جای بیرون، در درون پیش می‌رود و اگر نویسنده قابل باشد، مرزهای زمان را هم طی می‌کند. روایتِ جف دایر، نویسنده‌ی انگلیسی از دوره‌ی اقامتش در رم، چنین روایتی است. ... ادامه نوشته