loading

مشق ناداستان

سفرستان یک تجربه: سفر

سفرهای برنامه‌ریزی شده و نرفته غمگین‌اند. جای خالی‌شان همیشه خودنمایی می‌کند. حتی اگر بعدها گذرمان به همان مقصد بیفتد، گاهی حس حسرت پیش از لذت سفر سراغ‌مان می‌آید و خودمان را با آدم‌های آن سفر از دست‌رفته تصور می‌کنیم. بعضی سفرها بی‌بازگشت‌اند. مسافران می‌روند و حادثه یا چیزی دیگر سبب می‌شود برنگردند. این سفرها هم حسرت‌بارند، هم فرصتی برای آخرین دیدار بوده‌اند و هم یادآور خطری‌اند که از بیخ گوش‌مان گذشته. همیشه با خودمان در جدالیم: نرفتن‌مان موهبت بود یا خسران؟ ... ادامه نوشته