ورزش

در دایمِند هِد

ورزش گاهی بدون اینکه بدانیم زندگی ما را می‌سازد یا تغییر می‌دهد، گاهی آن‌چنان که به یاد نمی‌آوریم قبلش چطور بوده‌ایم. ورزش کردن گاهی بیشتر از ورزش کردن است، برای‌مان سبک زندگی‌ می‌سازد. کافی است بدانیم از ارتفاع خوش‌مان می‌آید، از آب خوش‌مان می‌آید، یا از کارهای جمعی، آن‌وقت ورزش راه را نشان‌مان می‌دهد. از این مسیر به لذتی می‌رسیم که هیچ جای دیگری نمی‌یابیمش؛ نه در خانواده، نه در جامعه. ویلیام فینگن در این زندگی‌نگاره از این لذت‌جویی نوشته. ... ادامه نوشته

پرورش افکار یک تجربه: باشگاه

کمتر پیش می‌آید تصور ما که از شنیده‌هایمان شکل گرفته با واقعیت منطبق باشد. در ذهن بیشتر ما باشگاه یعنی فضایی برای ورزش کردن اما هرکس یک بار گذرش به باشگاه افتاده باشد متوجه اتفاقات بیشتری در این فضا می‌شود. آدم‌ها در باشگاه دوست پیدا می‌کنند، بعد از ورزش دور هم جمع می‌شوند و با میان‌وعده‌ای خوشمزه چربی‌های خوشمزه را به بدن برمی‌گردانند، در حالت‌های مختلف از خودشان سلفی می‌گیرند و بالاخره ممکن است ورزش هم بکنند. همه‌ی آدم‌ها، حتی در دسته‌ای که فقط به قصد ورزش می‌آیند، از روز اول باهدف و اراده نبوده‌اند. بارها ثبت‌ نام کرده‌اند و بعد از یک یا چند جلسه خاک زمین را بوسیده و رفته‌اند. اما در زندگی هر آدمی لحظه‌ای هست که تصمیمش جدی و اراده‌اش محکم می‌شود و آن شنبه‌ی طلایی از راه می‌رسد. خوبی باشگاه این است که حتی اگر شنبه نرسیده باشد می‌شود رفت و از دیگرانی که شنبه‌شان رسیده الهام گرفت. ... ادامه نوشته

گوی را برگردان بخشی از پندنامه‌ی عنصرالمعالی به فرزندش گیلان‌شاه در آداب چوگان‌بازی

جوان در بازی ورزشی فقط به برد فکر می‌کند. از جان و دل مایه می‌گذارد تا پیروز میدان شود. ترس راهی به دل او ندارد. جوان نگران دست‌وپا شکستگی نیست. بازی برای او حکم «مرگ و زندگی» را دارد. اما برای آدم سن‌وسال‌دار ورزش چیزی جز سرگرمی نیست، یکی مثل باقی سرگرمی‌ها. عنصرالمعالی در این نوشته مانند همه‌ی بخش‌های پندنامه‌ی مفصلش از پسرش می‌خواهد همیشه آرام بماند، بازی را زیادی جدی نگیرد و جوگیر نشود، سلامتش را به خطر نیندازد و یادش نرود که این فقط بازی است. ... ادامه نوشته

بر اسب مادیان لیلی نام روایتی از چوگان بازی شاه‌عباسی

کار عادی را وقتی پادشاهی مثل شاه عباس کبیر انجام دهد رنگ دیگری به خود می‌گیرد. ملازمان شاه در یکی از شکارگاه‌ها ترتیب چوگان‌بازی پادشاه را فراهم می‌کنند اما حاکمی که چنان قلمرویی زیر نگینش دارد چوگان هم به سبک خودش می‌بازد. متن زیر روایت کوتاهی است از این بازی همراه با توصیف جشن و شکارگاه و عمارت سلطانی آن به قلم تاریخ‌نگار دربار عباسی که شاهد و کاتب زنده‌ی وقایع بوده است. ... ادامه نوشته