loading

کار

اصل نخر‌ید‌ روا‌یتی از ناشران غیرمجاز در پرو

مارس پارسال، رودریگو روسالس، مدیر شعبه‌ی پروی پلنتا، ناشر بین‌المللی، تماسی اضطراری از مادرید دریافت کرد. نسخه‌ی غیرقانونی رمان برنده تنهاست را در خیابان‌های لیما دیده بودند. روسالس جا خورده بود. پائولو کوئلیو در پرو (و همه‌جا) از پرفروش‌های ... ادامه نوشته

بِجارکار روایتی از سه ماه کار مردان و زنان گیلانی روی زمین

احمد باهری پدرم کدخدا بود و خان، وقت کار که می‌شد از دور کارگرها را نگاه می‌کرد و یکدفعه یکی‌شان را صدا می‌زد که بیاید بالا. «پیرهنِ آبی، سومی از چپ.» می‌گفت سست کار می‌کند و اگر بماند بقیه ... ادامه نوشته

به شیوه‌ی رابینسون کروزوئه

برگشتن به ایتالیا اواخر دسامبر ۱۹۴۰، فرصت جمع شدن با عزیزانم را در آن دوره‌ی حساس تاریخی به من داد اما فهمیدم نمی‌توانم کار کنم. تصمیم گرفتم طبابت کنم، البته به صورت غیرقانونی و مخفیانه چون این کار هم ... ادامه نوشته

آشغال‌های دوست‌داشتنی‌ روایت یک شبانه‌روز جمع‌آوری، تفکیک و بازیافت زباله

خرابه‌ها، انبارها، دخمه‌ها، سوله‌ها، گودها و همه‌ی مکان‌های بی‌قانون، بعد از مدتی خاصیت رهاشدگی پیدا می‌کنند. مثل شهری بی‌تاریخ که شهروندانی بدون حافظه و یله رهبری‌اش می‌کنند، سرشار از وحشت و لذت. جایی پر از معجون نایابی از آزادی ... ادامه نوشته