روایت‌های مستند

آشغال‌های دوست‌داشتنی‌ روایت یک شبانه‌روز جمع‌آوری، تفکیک و بازیافت زباله

خرابه‌ها، انبارها، دخمه‌ها، سوله‌ها، گودها و همه‌ی مکان‌های بی‌قانون، بعد از مدتی خاصیت رهاشدگی پیدا می‌کنند. مثل شهری بی‌تاریخ که شهروندانی بدون حافظه و یله رهبری‌اش می‌کنند، سرشار از وحشت و لذت. جایی پر از معجون نایابی از آزادی ... ادامه نوشته

خانه روایتی از دو فضانوردِ گیر افتاده در فضا

قهوه. فکر می‌کند قهوه را چه‌کار باید کرد؟ سهمش در این ماموریت فقط صد تا بسته‌ قهوه‌ی فوری تک‌نفره بوده که در آشپزخانه نگه‌‌شان می‌دارد، توی یک کشوی فلزی که دهانه‌اش با یک توری سیاه پوشانده شده تا بسته‌ها ... ادامه نوشته

از رنجی که می‌بریم دو نامه‌ی جلال آل‌احمد و سیمین دانشور درباره‌ی خانه و محل زندگی‌شان

جلال عزیزم، قربانت گردم. باز بی‌خبری از تو جانم را به لب رسانده است. دو نامه از تو عزیزترین کسانم دریافت کردم و اکنون باز بی‌خبرم. یک هفته است که هیچ‌گونه خبری از تو ندارم. آیا سیمین سیاه خود ... ادامه نوشته

خانه‌ی خلوت زندگی خانواده‌ی هفت‌نفره در یک اتاق

ماساکی یاماموتو، عکاس ژاپنی، می‌گوید: «ارزش‌های خانواده‌ی یاماموتو در فضاهای کوچک پایه‌گذاری شده.» خانواده‌ی هفت نفره‌اش هجده سال در آپارتمانی یکخوابه در کوبه با هم زندگی کردند. پدرش کامیون می‌راند و مادرش صندوق‌دار سوپرمارکت بود. با پنج فرزندشان در ... ادامه نوشته