خانه

خانه روایتی از دو فضانوردِ گیر افتاده در فضا

قهوه. فکر می‌کند قهوه را چه‌کار باید کرد؟ سهمش در این ماموریت فقط صد تا بسته‌ قهوه‌ی فوری تک‌نفره بوده که در آشپزخانه نگه‌‌شان می‌دارد، توی یک کشوی فلزی که دهانه‌اش با یک توری سیاه پوشانده شده تا بسته‌ها ... ادامه نوشته

از رنجی که می‌بریم دو نامه‌ی جلال آل‌احمد و سیمین دانشور درباره‌ی خانه و محل زندگی‌شان

جلال عزیزم، قربانت گردم. باز بی‌خبری از تو جانم را به لب رسانده است. دو نامه از تو عزیزترین کسانم دریافت کردم و اکنون باز بی‌خبرم. یک هفته است که هیچ‌گونه خبری از تو ندارم. آیا سیمین سیاه خود ... ادامه نوشته

به دنبال خانه

سال‌ها قبل، وقتی خانه‌مان در تورین را فروختیم، در رم دنبال خانه گشتیم. این جست‌وجو مدت زیادی طول کشید. من سال‌ها در آرزوی خانه‌ای بودم که باغ داشته باشد. در کودکی در ‌یک خانه‌ی باغ‌دار در تورین زندگی کرده ... ادامه نوشته

آدم جمع

در میانسالی خیلی خبری از لذت‌های واقعی نیست، حتی اگر صنعت معظمی ساخته باشند که خلاف این را به گوش‌تان برسانند. تنها مزیتی که برای میانسالی به ذهنم می‌رسد این است که اگر خوش‌شانس باشید، اتاق مهمان دارید. بعضی‌ها ... ادامه نوشته

سال‌های دور از خانه‌های ایران

خاطرات زمستان ۱ پل استر از زیباترین کتاب‌هایی است که درباره‌‌ی خانه‌ها نوشته شده. استر در این کتاب از همه‌ی خانه‌هایی حرف زده که در آنها عمر گذرانده، خانه‌هایی که تعدادشان کم نیست و داستان استر در بعضی‌هایشان از ... ادامه نوشته

خانه‌ی کوچه مریم

  ما توی خانه‌ای با درهای بسته ‌زندگی می‌کنیم. درِ بهارخواب بسته است. درِ اتاق سومی بسته است. درِ دو لنگه‌ی هال بسته است، جلویش کاناپه‌ی آمریکایی گذاشته‌ایم. درِ حمام بزرگه بسته است. درِ زیرزمین بسته است. درِ توالتِ ... ادامه نوشته

خانه‌ی خلوت زندگی خانواده‌ی هفت‌نفره در یک اتاق

ماساکی یاماموتو، عکاس ژاپنی، می‌گوید: «ارزش‌های خانواده‌ی یاماموتو در فضاهای کوچک پایه‌گذاری شده.» خانواده‌ی هفت نفره‌اش هجده سال در آپارتمانی یکخوابه در کوبه با هم زندگی کردند. پدرش کامیون می‌راند و مادرش صندوق‌دار سوپرمارکت بود. با پنج فرزندشان در ... ادامه نوشته

ناف‌مرغوبترین نقاط‌تهران نامه‌ی ملک‌الشعرا به همسرش و توصیه به ساخت خانه برای اجاره ‌دادن و کسب درآمد

سوئیس، ۱۱ ژوئیه ۱۹۴۸ (۲۰ تیر ۱۳۲۷) بهار جان عزیزم، هفته‌ی قبل نامه‌ی شما محتوی نامه‌ی آقای مژدهی و ماه‌ملک خانم واصل گردید. از مژده‌ی سلامت فامیل خوشوقت شدم. از تمام ‌شدن عمارت هم خشنودم که کاری صورت دادید ... ادامه نوشته

اندک جایی برای خوابیدن تاملاتی در نااستواری بنیاد خانواده

وقتی به این کومه کوچ کردم، گمان می‌کردم چند صباحی بیشتر اینجا نخواهم بود اما اکنون از آن زمان پنج سال گذشته است. این منزلگاه موقت حالا خانه‌ام شده است. برگ‌های پوسیده روی بامش انباشته شده و بر زمینش ... ادامه نوشته