گیلان

بِجارکار روایتی از سه ماه کار مردان و زنان گیلانی روی زمین

احمد باهری پدرم کدخدا بود و خان، وقت کار که می‌شد از دور کارگرها را نگاه می‌کرد و یکدفعه یکی‌شان را صدا می‌زد که بیاید بالا. «پیرهنِ آبی، سومی از چپ.» می‌گفت سست کار می‌کند و اگر بماند بقیه ... ادامه نوشته