یک مستند

پزیدن یک تجربه: آشپزی برای جمع

آشپزی هنری لذت‌بخش و در نگاه اول ساده است. برای کسی که بیرون گود نشسته آشپزی ترکیب چند ماده‌ی غذایی و پختش است که کار سختی به نظر نمی‌رسد. مشکل از جایی شروع می‌شود که برای اولین بار تصمیم می‌گیریم دیده‌ها و شنیده‌ها را عملی کنیم و غذا بپزیم. تازه آنجا مشخص می‌شود که نمی‌دانیم از هر ماده‌ی غذایی چه‌قدر باید بریزیم، دم کشیدن برنج چه‌قدر طول می‌کشد، ادویه‌ی جادویی که طعم غذا را عوض می‌کند کدام است و حتی شاید از هول و اضطراب یکی از موادغذایی را فراموش کنیم. نکته‌ی مثبت این است که بیشترمان تجربه‌هایی از خراب کردن غذا داریم و حرف غذا که بشود هرکس خاطره‌هایی خنده‌دار برای تعریف کردن دارد. ... ادامه نوشته

مسئله‌ی پس‌انداز اگر پول‌هایمان را جمع کنیم چه می‌شود؟

آیا پول کنارگذاشتن پول ما را بیشتر می‌کند؟ آیا پس‌انداز کردن باعث آسایش بیشتری می‌شود؟ فقر و بخل شبیه هم به ‌نظر می‌رسند، دهش و گشادگی هم. برای کسی که می‌‌بخشد بیشتر می‌رسد؟ برای کسی که نمی‌دهد نمی‌آید؟ اینکه به داد و دهش یا صرفه‌جویی و خساست معتقدیم. صفت‌های ما را در دهان دیگران می‌سازد، پشت‌سرمان همین‌ها را می‌گویند. و اینکه پول توصیف ما را در غیاب‌مان هم می‌سازد چیز غمگنانه‌ای است. اوسامو دازای، نویسنده‌ی ژاپنی، در این جستار از آداب پس‌انداز نوشته. ... ادامه نوشته

دریا آدم را صبور می‌کند روایتی از سفر با کشتی‌های تجاری

وقتی همسر یک دریانورد باشی و او شش تا هشت ماه از سال را در ماموریت باشد، از هر فرصتی استفاده می‌کنی تا خانواده کنار هم باشد. همسرم افسر کشتی‌های تجاری بود. آنها این امکان را دارند که در طول سال سه تا چهار ماه خانواده را همراه خودشان ببرند. من به خاطر همسرم دریانورد شدم. چند سفر با همسرم همراه شدم تا تولد پسرمان. نزدیک دو سال بعد، او هم با ما به دریا آمد. شناسنامه دریایی دارم و هر بار یک سِمَت روی آن می‌خورد؛ من یک دریانورد موردی‌ام. ... ادامه نوشته

مجسمه‌ی ابدی

چهارم ژوئیه روز اول کلاس‌ها بود و یک گروه استاد دانشگاه که بیشترشان آمریکایی بودند تدریس به دویست‌وهفتاد مرد جوان اهل کره‌ی شمالی را شروع کردند. هرچند انگار کسی متوجه‌ کنایه‌ی قضیه نبود. هیچ خبری از قرمز و سفید ... ادامه نوشته

خانه روایتی از دو فضانوردِ گیر افتاده در فضا

قهوه. فکر می‌کند قهوه را چه‌کار باید کرد؟ سهمش در این ماموریت فقط صد تا بسته‌ قهوه‌ی فوری تک‌نفره بوده که در آشپزخانه نگه‌‌شان می‌دارد، توی یک کشوی فلزی که دهانه‌اش با یک توری سیاه پوشانده شده تا بسته‌ها ... ادامه نوشته