۰۰۹

من نه چنانم که منم یک تجربه: هویت‌های ساختگی

شاید اغراق نباشد اگر بگوییم هویت‌های ساختگی اکثرا هدفمند و برای اذیت کردن یا شوخی کردن و سربه‌سر گذاشتن ساخته شده‌اند. خود را دیگری جا زدن و ساخت هویتی دروغین به‌ خودی خود ماجراجویانه است و اگر با همین هویت ساختگی سراغ کسانی برویم که خوب می‌شناسیم‌شان برگ برنده در دست ما است و تا مدتی که بستگی به صبر طرف مقابل دارد می‌توانیم سربه‌سرشان بگذاریم، دغدغه‌ی روز و شب‌شان بشویم و حتی نگران‌شان کنیم. متن‌های رسیده‌ هم همین را نشان می‌دهد، ارتباط هویت ساختگی با نزدیکان لطف دیگری دارد و یکی از شوخی‌های معمول نوجوانی و حتی جوانی است و انگار خوب هم خاطره‌ می‌سازد. در این شماره تعداد یک تجربه‌ها از شماره‌های پیش کمتر است، چون نصف بیشتر یک‌تجربه‌های رسیده درباره‌ی هویت‌های ساختگی در زندگی واقعی بودند. اگرچه بعضی از این هویت‌های ساختگی زندگی‌نگاره‌های بسیار جالبی بودند، از آنجا که در دنیای دیجیتال اتفاق نیفتاده بودند مجبور شدیم کنارشان بگذاریم‌. امیدواریم در شماره‌های بعدی یک‌تجربه‌های این دوستان را هم بخوانیم. ... ادامه نوشته

فقدان دنباله‌دار

در روزگاری که آدم‌ها تمام برنامه‌ها و رویدادهای زندگی‌شان را در دستگاه‌های الکترونیکی‌ ذخیره می‌کنند، وقتی کسی از دست می‌رود، این وسایل تنها یادگارهایی‌اند که بازماندگان می‌توانند رَد رویاهای عزیز ازدست‌رفته‌شان را در آن بگیرند. بعضی‌ها این‌طور با سوگ مواجه می‌شوند: تصمیم می‌گیرند کارهای نکرده و آرزوهای محقق‌نشده‌ی از دست رفتگان را زندگی کنند تا شاید بار فقدان‌شان سبک‌تر شود. جیل لپور، تاریخدان و نویسنده‌ی نیویورکر، در این زندگی‌نگاره از مرگ نزدیک‌ترین دوستش می‌گوید و تصمیم‌هایی که بر اثر این مرگ برای زندگی‌اش گرفته. ... ادامه نوشته

گمشده در مجاز

برای نسل‌هایی شبکه‌های اجتماعی نه اعتیاد است، نه چیزی جدید. آنها از وقتی چشم باز کرده‌اند،‌ از وقتی دست چپ و راست‌شان را شناخته‌اند، در شبکه‌های اجتماعی زیسته‌اند. برای آنها روابط انسانی زیادی درون همین شبکه‌ها شکل می‌گیرد، حتی خطرهایی که بزرگ‌ترها در این فضا احساس می‌کنند برای آنها بی‌معنی است. آنها با چند رفتار ساده می‌فهمند کی پشت اکانت‌های جعلی پنهان شده، چه کسی راست‌کیش است، چه کسی حقیقت را جعل می‌کند. همه‌ی آنچه برای پرسال‌ترها خطرناک جلوه می‌کند برای آنها بخشی از آیین تشرف است. زهرا ساعدی در این زندگی‌نگاره از همین نسل نوشته. ... ادامه نوشته

صورت چهره‌ها در جهان واقعی

دنیای دیجیتال دنیای آدم‌های بی‌عیب است. صورت‌های زیبا، اندام‌های بی‌عیب، لباس‌های به‌قاعده. اما دنیای واقعی پر از ناهنجاری است. نه ناهنجاری در زیبایی‌شناسی بلکه ناهنجاری در خود مفهوم زیبایی. در دنیای دیجیتال با چند کلیک می‌توانید بهترین صورت روی زمین را داشته باشید اما صورت‌های حقیقی زیادی هم هست که نمی‌شود پنهان‌شان کرد،‌ بروس گیلدن از این صورت‌ها عکس گرفته. به دنیای واقعی خوش آمدید. ... ادامه نوشته

ایرانی لندن را در نظر دارد نامه‌ی رئیس انگلیسی بانک شاهی ایران به معشوقش از بیرجند به لندن

در آستانه‌ی جنگ جهانی اول، ایران هنوز قدم در راه صنعتی شدن نگذاشته و فاصله‌ای چندصدساله با دنیای صنعتی‌شده‌ی غرب دارد. تفاوت ما با مردمان اروپا و آمریکا و ژاپن و امثال اینها در چیست؟ ایرانی کیست و چیست و چه نسبتی با دنیا دارد؟ چرا کشور ایران صنعتی نشده است و مردم هنوز در حال و هوایی قرون وسطایی به سر می‌برند؟ در این دوره، اف هیل رئیس شعبه‌ی بیرجند بانک شاهی ایران است. او در نامه‌هایی که از بیرجند برای معشوقش در لندن می‌نویسد از همه چیز سخن می‌گوید. در یکی از نامه‌ها که در ادامه می‌خوانیم، هیل برای معشوقش ایران و وضع فرهنگ و تمدن آن را با دنیای غرب مقایسه می‌کند، به نوعی به پرسش‌های بالا پاسخ می‌دهد، و نتیجه‌ای غیرمنتظره‌ می‌گیرد. ... ادامه نوشته

درویش و غنی بنده‌ی این خاک درند

آیا وظیفه‌ی ما است که زندگی دیجیتال را به همه تحمیل کنیم؟ آیا همه در همه‌ جای جهان باید به هم وصل باشند؟ شاید جواب خیلی بدیهی این باشد که زندگی دیجیتال حق همه است و ما کسانی که زودتر از این حق بهره‌مند شده‌ایم وظیفه داریم همه‌جا تبلیغش کنیم. اما این جواب بدیهی وقتی وارد زندگی‌های واقعی می‌شویم آن‌قدر بدیهی به نظر نمی‌رسد. ما حق نداریم چیزی را که فکر می‌کنیم خوب است تنها راه زندگی بدانیم و به همه توصیه کنیم. مشکات اسدی در این زندگی‌نگاره از همین شک و دودلی درباره‌ی بدیهی بودن زندگی دیجیتال نوشته. ... ادامه نوشته

دوربین ملیجک برش‌هایی از روزنامه‌ی خاطرات عزیزالسلطان درباره‌ی عکاسی

عزیزدردانه‌ی شاه شهید، به لطف امکانات بی‌پایانی که در اختیار دارد، از هر انگشتش هنری می‌ریزد. از تیراندازی و پیانونوازی تا نویسندگی و عکاسی. بعد از مرگ ناصرالدین‌شاه، ملیجک بیشتر اوقاتش را به عکاسی می‌گذراند. جایی را آماده می‌کند برای عکاسخانه‌اش و اسباب لازم را جور می‌کند و می‌شود عکاس. هر روز چند ساعتی مشغول است. جدیدترین دوربین‌ها را تهیه می‌کند و از صغیر و کبیر عکس می‌اندازد و خبره‌ی این فن می‌شود. تعدادی از عکس‌هایی که امروزه از اواخر دوره‌ی قاجار در دست است محصول هنر عکاسی و چاپ و ظهور ملیجک است. در ادامه بخشی از خاطرات او را می‌خوانیم که مربوط به عکاسی‌هایش از فروردین تا مهر ماه1281 است. ... ادامه نوشته

بازار شرم اخاذی از مجرمان سابق

دوره‌ای که خبرها دهان به دهان می‌گشت و ممکن بود چند خیابان پایین‌تر از محل زندگی‌‌ات یک نفر را سلاخی کرده باشند و خبر نداشته باشی خیلی وقت است به سرآمده. با این سرعت پخش اخبار، نمی‌شود فکر کرد چیزی درز پیدا نمی‌کند: از صدای معلم سر کلاس درس گرفته تا اختلاس‌های میلیاردی. در این ناداستان با وبسایت‌هایی آشنا می‌شویم که عکس‌های افراد دستگیرشده را منتشر می‌کنند که خیلی وقت‌ها ممکن است کار چندان بدی هم نکرده باشند. آدم‌ها درگیر پاک کردن سابقه‌ای می‌شوند که نمی‌خواهند همه ازش با خبر باشند. یک بار در جوانی اشتباهی احمقانه‌ می‌کنی و هر روز پاک کردن آن از زندگی‌ات کار غیرممکن‌تری می‌شود. دیوید سیگال در این ناداستان از اخاذی وبسایت‌ها در برابر عکس افراد دستگیرشده می‌نویسد. ... ادامه نوشته

کمودوری‌ها

یکی از خاصیت‌های زندگی در دنیای دیجیتال زندگی در سرعت است. برنامه‌ها و دستگاه‌ها و مناسبات می‌آیند و احساس می‌کنی به‌شان نیاز داری اما تا یادشان می‌گیری فراموش می‌شوند یا نسخه‌ی جدیدترشان می‌آید و یاد گرفتن همان جزئیات هم دوباره‌کاری به نظر می‌رسد. زندگی در این سرعت، زندگی در این سراشیبی، بزرگسال‌ها را می‌ترساند و جوان‌ترها را بدل به کلید درهای بسته می‌کند. مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها گوشی‌هاشان را می‌دهند به نوه‌ها تا برایشان برنامه‌ای بریزند یا برنامه‌ای پاک کنند و جا باز کنند. دنیای دیجیتال دنیای پرسرعتی است و هم‌گام شدن با آن از عهده‌ی هر کسی بر نمی‌آید. داوود ارسونی در این زندگی‌نگاره از همه‌ی سال‌هایی نوشته که هم‌پای این زندگی پیش آمده. ... ادامه نوشته