nonfiction

زوال و سقوط

سفر مواجهه با اتفاق‌های تازه است و سفرنامه‌ها غالبا روایتِ هنرمندانه‌ی همین اتفاق‌ها و ماجراها. اما وقتی جهان بیرون به هر دلیل از حرکت می‌ایستد، راهی جدید در برابر روایتِ راوی گشوده می‌شود که به جای بیرون، در درون پیش می‌رود و اگر نویسنده قابل باشد، مرزهای زمان را هم طی می‌کند. روایتِ جف دایر، نویسنده‌ی انگلیسی از دوره‌ی اقامتش در رم، چنین روایتی است. ... ادامه نوشته

ژنو، ۱۹۵۹

سفر به یک زبان دیگر با ما چه می‌کند؟ سفر به جایی که کلمات شکل‌های دیگری دارند و معناهای دیگری می‌سازند. می‌گویند بهترین راه آموختن یک زبان سفر به جایی است که به آن زبان حرف می‌زنند اما وقتی به آنجا می‌رسیم با هرقدر آشنایی شبیه گم‌شده‌ها هستیم، گم‌شده‌هایی در یک سفر زبانی. اورهان پاموک نویسنده‌ی نام‌آشنای این روزها در کودکی به ژنو سفر کرده و صحبت کردن آدم‌ها به زبان دیگر را تجربه کرده، تجربه‌ای که آن‌قدرها شبیه چیزی که از سفر انتظار داریم نیست. ... ادامه نوشته

سفرستان یک تجربه: سفر

سفرهای برنامه‌ریزی شده و نرفته غمگین‌اند. جای خالی‌شان همیشه خودنمایی می‌کند. حتی اگر بعدها گذرمان به همان مقصد بیفتد، گاهی حس حسرت پیش از لذت سفر سراغ‌مان می‌آید و خودمان را با آدم‌های آن سفر از دست‌رفته تصور می‌کنیم. بعضی سفرها بی‌بازگشت‌اند. مسافران می‌روند و حادثه یا چیزی دیگر سبب می‌شود برنگردند. این سفرها هم حسرت‌بارند، هم فرصتی برای آخرین دیدار بوده‌اند و هم یادآور خطری‌اند که از بیخ گوش‌مان گذشته. همیشه با خودمان در جدالیم: نرفتن‌مان موهبت بود یا خسران؟ ... ادامه نوشته

فریاد جاده

کاش می‌شد بنشینیم خانه و از عکس‌های سفر دوستان و دیگران خاطره‌های شخصی‌ای برای خودمان بسازیم. کاش می‌شد آن‌قدر در این تصاویر شریک شد که یکی از مسافرها خودمان شویم. روایت بهار کاتوزی روایت آدمی است که دیگر نمی‌تواند خودش را در عکس‌ها بیابد. کوله‌ را روی دوش می‌اندازد و راهی می‌شود. ... ادامه نوشته