عکاسی

سفرستان یک تجربه: سفر

سفرهای برنامه‌ریزی شده و نرفته غمگین‌اند. جای خالی‌شان همیشه خودنمایی می‌کند. حتی اگر بعدها گذرمان به همان مقصد بیفتد، گاهی حس حسرت پیش از لذت سفر سراغ‌مان می‌آید و خودمان را با آدم‌های آن سفر از دست‌رفته تصور می‌کنیم. بعضی سفرها بی‌بازگشت‌اند. مسافران می‌روند و حادثه یا چیزی دیگر سبب می‌شود برنگردند. این سفرها هم حسرت‌بارند، هم فرصتی برای آخرین دیدار بوده‌اند و هم یادآور خطری‌اند که از بیخ گوش‌مان گذشته. همیشه با خودمان در جدالیم: نرفتن‌مان موهبت بود یا خسران؟ ... ادامه نوشته

شیفت ‌شب عكس‌های آدام پاپه از شغل‌های شبانه‌ی نیویورک

  اسکای مَسترسون، قمارباز شیک‌و‌پیک و شب‌زنده‌دارِ فیلم مردان و عروسک‌ها، این آواز را می‌خواند: «زمان محبوب من در شبانه‌روز وقت تاریکی است، ساعت‌ها قبل از طلوع آفتاب. وقتی خیابان مال پاسبان و رفتگر و جارویش است و خواربارفروش‌ها ... ادامه نوشته

خانه‌ی خلوت زندگی خانواده‌ی هفت‌نفره در یک اتاق

ماساکی یاماموتو، عکاس ژاپنی، می‌گوید: «ارزش‌های خانواده‌ی یاماموتو در فضاهای کوچک پایه‌گذاری شده.» خانواده‌ی هفت نفره‌اش هجده سال در آپارتمانی یکخوابه در کوبه با هم زندگی کردند. پدرش کامیون می‌راند و مادرش صندوق‌دار سوپرمارکت بود. با پنج فرزندشان در ... ادامه نوشته