بازی

از دنیا بریده چطور ویدیو‌گیم آدم‌ها را خانه‌نشین می‌کند

در کافه‌ نشسته‌اید و سرتان به کار خودتان گرم است که ناگهان با هوار دسته‌جمعی مشتری‌های میز کناری به خودتان می‌آیید، هنوز نمی‌دانید چه اتفاقی افتاده و در عرض چند ثانیه، انواع دلایلی را تجسم می‌کنید که باعث چنین نفیر ناگهانی در کافه شده اما بعد متوجه می‌شوید مشغول بازی‌اند و جیغ‌شان هم به خاطر بُرد یا شکست زودهنگام‌شان است. این فریادهای ناگهانی شباهت زیادی به فریادهایی دارند که وسط مهمانی‌های خانوادگی شنیده می‌شوند و منبع صدا هم اغلب یکی از اتاق‌های دربسته‌ی خانه است که هنوز پسر یا دختر خانواده برای سلام و احوال‌پرسی‌های معمول از آن درنیامده. ضمانت نانوشته‌ی هر «بازی»، چه کافه‌ای‌ها و چه خانگی‌ها، «لذت» متراکمی است که در مغز و ذات آن چمبره زده و همزمان با شروعش درست عین ابرهای باران‌زا اوج می‌گیرد. احتمالا طیف متنوع بازیکن‌ها و تماشاگران «بازی» به خاطر همین «لذت» سیال است که در یک چشم به هم زدن گرفتار می‌شوند. اما «بازی» برای آنکه بازیکنِ مشتاق یا وفاداری داشته باشد باید بتواند آنها را «غرق» کند، یعنی مناسبت‌های جهان خودش را به آنها بقبولاند. «لذت» بازی ربط مستقیمی به «غرق‌شدن» در جهان بازی دارد، جهانی که به آن پناه برده‌ایم. ... ادامه نوشته

پایان شب پوکر

بازی‌های خانوادگی این‌طوری‌اند که از بچه‌ها تا بزرگ‌ترها را دور هم جمع می‌کنند، کنار هم و با هدفی مشترک. اما خانواده‌هایی که بازی می‌کنند همیشه همه‌شان دور هم نیستند، بعضی آدم‌های خانه دنیای خودشان را می‌سازند، آن گوشه‌کنار می‌ایستند و دنیای خودشان را با تماشا و خودنمایی می‌سازند. میندی گرینشتاین در این زندگی‌نگاره آن دنیای کنارایستاده را تعریف می‌کند، دنیایی که همراه بازی بقیه ساخته می‌شود. ... ادامه نوشته

جر زن یک تجربه: بازی

تقلب کردن یک روی دیگر بازی کردن است، تقلب کردن تخطی از قواعد بازی است. کاری که ما هر روز و هر ساعت در زندگی‌مان می‌کنیم ولی سعی می‌کنیم اسم‌هایی دهان‌پرکن رویش بگذاریم. ما از قواعد زندگی، قواعد اخلاقی، قواعد اجتماعی تخطی می‌کنیم و وقتی پیش وجدان خودمان گیر می‌افتیم توجیهش می‌کنیم، کاری که این‌قدر عادی و روزمره انجامش می‌دهیم وقت بازی کردن گریبان‌مان را می‌گیرد. متقلب‌ها را به بازی راه نمی‌دهند، متقلب‌ها مهجور می‌شوند، متقلب‌ها مجبورند دائم با آدم‌های جدید بازی کنند که نمی‌دانند متقلب‌اند، متقلب‌ها مطرود می‌شوند. تقلب کردن هم ‌به قدر بازی کردن طبیعی است، بعضی از ما بردن به هر قیمتی را دوست داریم. ... ادامه نوشته

جیک و پوک درباره‌ی قاب‌بازی و طایفه‌ی قاب‌باز

قاب‌بازی از بازی‌های رو به فراموشی است. گویا همیشه بازی طبقه‌ی فرودست جامعه و آنهایی بوده که در کوچه ‌و خیابان ول می‌گشته‌اند و با این قبیل بازی‌ها و قمارها سر خودشان را گرم می‌کرده‌اند و اندک پولی به جیب می‌زده‌اند تا گذران معاش کنند. هرچه هست، وسیله‌ی بازی چیزی جز چند تکه بجول یا همان استخوان مچ پای گوسفند نیست. نویسنده در متن زیر که گزیده‌ای از قمارنامه است چند نمونه قاب‌بازی را به اختصار شرح داده و خاطره‌ی یکی از بازی‌هایی را هم که دیده نقل کرده است. ... ادامه نوشته