loading

روایت‌های مستند

کلبه‌ی میلیارد دلاری‌ بزرگ‌ترین مرکز پولشویی دنیا کجاست؟

لابد به گوش‌تان خورده که فلان فروشگاه، باشگاه ورزشی و کارخانه‌ی تولید چیپس و پفک پولشویی می‌کند. آدم‌هایی هستند که پول زیادی درمی‌آورند و باید یک‌جوری سرپوشی برای به‌دست آوردنش درست کنند. اصطلاح «پول کثیف» در رابطه با سرمایه‌دارهای خلافکار معنا می‌شود: پول هنگفتی که از راه غیر قانونی به دست می‌آید. این پول باید «شسته» شود و مراحلی را طی کند که دیگران فکرکنند از راه قانونی به دست آمده. جک هیت در این ناداستان از جزیره‌ی کوچک و ناشناخته‌ی نائورو نوشته که به خاطر خلأ قانونی بیشترین پولشویی‌‌ها در آن انجام می‌شود. ... ادامه نوشته

مسئله‌ی پس‌انداز اگر پول‌هایمان را جمع کنیم چه می‌شود؟

آیا پول کنارگذاشتن پول ما را بیشتر می‌کند؟ آیا پس‌انداز کردن باعث آسایش بیشتری می‌شود؟ فقر و بخل شبیه هم به ‌نظر می‌رسند، دهش و گشادگی هم. برای کسی که می‌‌بخشد بیشتر می‌رسد؟ برای کسی که نمی‌دهد نمی‌آید؟ اینکه به داد و دهش یا صرفه‌جویی و خساست معتقدیم. صفت‌های ما را در دهان دیگران می‌سازد، پشت‌سرمان همین‌ها را می‌گویند. و اینکه پول توصیف ما را در غیاب‌مان هم می‌سازد چیز غمگنانه‌ای است. اوسامو دازای، نویسنده‌ی ژاپنی، در این جستار از آداب پس‌انداز نوشته. ... ادامه نوشته

بار دیگر شهرهایی که دوست می‌داشتم‌ سفر به شهرهايی با نام‌های عجيب

ولین‌ بار که تصویر ماچوپیچو به چشمم خورد فکر کنم هشت نه‌ساله بودم. معبد خورشید تن‌تن را تازه خوانده بودم. جایی در داستان، پروفسور تورنسل دزدیده می‌شود و تن‌تن و کاپیتان هادوک برای نجات پروفسور به ماچوپیچو می‌روند. دنبال تصویر گشتم و فهمیدم نام این مکان جادویی پرپله ماچوپیچو است. واژه‌ی ماچوپیچو را صد باری برای خودم تکرار کردم. چنان سحری داشت که اولین جرقه‌ی نام مکان‌ها در ذهنم زده شد: من می‌خواستم به این ماچوپیچو با آن عنوان افسانه‌ای‌اش سفر کنم. از پله‌هایش بالا بروم، نفسم بند بیاید و از آن بالا جهان را نظاره کنم. جادوی ماچوپیچو نه‌تنها دست از سرم برنداشت که مدتی بعد نام جدید دیگری هم به آن اضافه شد. دهه‌ی ۶۰ بود؛ سال‌هایی که تلویزیون دو شبکه بیشتر نداشت و ما همه‌ی برنامه‌های معدودش را با جان و دل تماشا می‌کردیم. اولین ‌بار نام پورت سعید را در سریال بادبان‌های برافراشته شنیدم. مطمئنا همه‌ی آنهایی که دهه‌ی ۶۰ ایران را از سر گذرانده‌اند این سریال را خوب یادشان است اما نمی‌دانم نام پورت سعید هم به‌اندازه‌ای که برای من جذابیت داشت برای آنها هم داشته یا نه. از آن موقع به بعد بود که برای خودم فهرستی درست کردم از شهرها، مکان‌ها، کشورها، حتی فروشگاه‌هایی که نام‌های عجیب و غریب دارند و تصمیم گرفتم به همه‌شان سفر کنم؛ مقصدهایی که می‌دانم هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت پایانی ندارند و بعد از دیدن هرکدام‌شان جادوی دیگری برای یادآوری به نام‌شان اضافه می‌شود. ... ادامه نوشته